باوجودیکه رم را بزرگترین موزه روباز جهان لقب داده اند و هر نقطه ای از شهر، گوشه ای از تاریخ این سرزمین را روایت میکند ولی سفر به موزه ها و دیدن اشیای نفیسی که از دل تاریخ دوهزارواندی ساله روم بیرون آمده اند جایگاه خود را دارد و صدالبته که سفرمان را کاملتر و زیباتر میکند. پس حالا که به واتیکان آمده ایم بیایید با هم از یکی از بزرگترین شهرموزه های جهان دیدن کنیم؛ جایی که نه تنها اشیای نفیس درونش که حتی در و دیوارها و سقف اتاقهایش هم ارزشمندترین آثار هنری را در خود حفظ نموده اند و به قول معروف خشت خشت این موزه از طلاست.

نمایی از موزه واتیکان از گنبد کلیسای سنت پیتر

از حصار بلند دور میدان سنت پیتر بیرون می آییم و پشت سر جمعیتی که همگی عزم دیدار موزه واتیکان را دارند حرکت میکنیم. خوشبختانه صف موزه آنقدرها که تصور میکردیم طولانی نیست و ما در زمان کوتاهی موفق به خرید بلیت میشویم.

 

بازدید از این موزه در آخرین یکشنبه هرماه رایگان است ولی صف موزه ای که سالانه پنج میلیون بازدیدکننده دارد در چنین روزی آنقدر دراز است که از چندین خیابان هم فراتر میرود. وارد حیاط مربعی و سرسبز موزه که میشویم اولین چیزی که چشممان را میگیرد یک گوی برنزی است که یکجورهایی شبیه کره زمین است. این کره، Sphere whitin sphere نام دارد که به معنی گوی در میان گوی است.

این ماکت که شبیه میوه درخت کاج است و دو طرفش را دو طاووس زیبا فراگرفته اند، بخشی از فواره فونتانا دلا پیگنا بوده که در قرون اولیه میلادی در جوار معبد پانتئون ساخته شده بود. این ماکت بعدها به کلیسای واتیکان و سپس به اینجا آورده شد.

 برای ما ایرانیها که تاریخ موزه داری، دانشگاه، کتابخانه و حتی مدرسه به دوران رضاشاه پهلوی برمیگردد و قدمتش به صد سال هم نمیرسد شاید بسیار عجیب باشد که این موزه در سال 1506 توسط پاپ ژولیوس دوم بنیان نهاده شده و پانصدمین سال تأسیس خود را در سال 2006 جشن گرفته باشد. پس اگر ما از گذشته بسیار دورمان (ایران باستان) که اوج شکوفایی هنر و صنعت بود صرف نظر کنیم باید بپذیریم که لااقل در عرصه موزه داری چهارصد سال از ایتالیایی ها عقبتریم. 

موزه واتیکان ساختمانی چند طبقه است که گفته میشود بالغ بر هشت کیلومتر(حتی به روایتی دوازده کیلومتر) طول دارد و اگر بخواهی همه بخشهای آن را ببینی باید ده دوازده کیلومتر راه بروی و ازآنجاییکه مهمترین بخش آن یعنی کلیسای سیستین در بخش انتهایی موزه واقع است چاره ای جز پیمودن اینهمه راه نیست مگر اینکه بخواهی از دیدن برخی بخشها صرفنظر کنی.

 موزه واتیکان همچون موزه های بزرگ و مهم دنیا نظیر هرمیتاژ و لوور یک ابرموزه است با سالنها و بخشهای متعدد که دربرگیرنده تمدنهای مختلف و آثار هنری متنوعی از سراسر جهان میباشد.

بخش اصلی که شاید بیشترین اشیا را به خود اختصاص میدهد بخش مربوط به تندیس و پیکره ها و تابلوهای نقاشی است که بیشترشان متعلق به دوران رنسانس یعنی گذر از دوران سخت و سیاه قرون وسطی با آنهمه تعصبات مذهبی است

بخشی از این موزه به نام موزه پروفین لاتران میباشد که شامل نخستین سنگ نگاره ها و سنگ نبشته های روم باستان است همچنین تعدادی از تندیسهای باستانی، تابوتهای مرمرین و سنگهای گورستانهای باستانی روم در این بخش به معرض نمایش درآمده اند.  

 

شاخصه اصلی سنگ نگاره ها و مجسمه های این موزه برهنه بودن آنهاست طوریکه گفته میشود این موزه بیشترین آثار برهنه جهان را در خود حفظ کرده.

هنگام گردش در چنین ابرموزه هایی، بزرگترین نگرانی ما خالی شدن شارژ دوربین و از دست دادن زمان میباشد که البته خستگی کمر و پاها از ساعتها ایستادن و راه پیمودن و پله بالا پایین کردن را نیز باید به آن افزود.

وقتی که در اروپا هستی اولین چیزی که ذهنت را درگیر میکند عطش این جماعت برای خلق و حفظ آثار هنری است؛ برای همین هم از دیدن اینهمه آثار هنری و تابلوی نقاشی در موزه ای به وسعت یک شهر شگفت زده خواهی شد.

هیچ چیز حتی جنگهای جهانی، بلایای طبیعی، مشکلات اقتصادی، تغییر سیستم حاکمیت و حتی سختگیریهای دوران قرون وسطی هم نتوانسته روح هنر را در این سرزمین بخشکاند و یا باعث نابودی اینهمه آثار به جا مانده شود. انگار یک جنبش همگانی آگاهانه در تمام طول تاریخ دوهزارو اندی ساله رم ضامن بقای اینمه آثار ارزشمند بوده؛ شاخصه ای که مختص اروپاییهاست و در فرهنگ ما کمتر دیده میشود.  

به گمانم یک عطش ذاتی برای حفظ تاریخ و فرهنگ و هنر از سوی مردم، حاکمیت و روحانیت ضامن بقای اینهمه اثر ارزشمند بوده. حتی اگر آن شی، مجسمه یا مقبره ای از حاکمی سنگدل یا دیکتاتوری دیوانه بوده که جز جنگ و فقر و تباهی چیزی برای ملتش به ارمغان نیاورده باشد و حال اینکه ما در ایران گاه به مجسمه، بناهای یادبود یا مقابر حکام گذشته هم رحم نکرده و چه بسیار آثار هنری که به دست هنرمندان بزرگ و با صرف هزینه و زمان زیاد، خلق شده اند به دلیل تعصب کور، کینه و خصومت با خاک یکسان گشته اند.

 

در این موزه  آنقدر مجسمه و تابلوی نقاشی خواهی دید که دیگر به سادگی و بدون توجه به جزییات، از کنارشان عبور میکنی و به سرعت از سالنی به سالن دیگر و از طبقه ای به طبقه دیگر میروی چراکه اگر بخواهی برای تماشای هرکدام از آثار موجود در موزه تنها نیم دقیقه توقف کنی، به ماهها و چه بسا سالها زمان نیاز داری.

بخشی از این موزه اتاق مدور sala votonda)) نام دارد که شاخصه آن یک کاسه سنگی بزرگ در وسط سالن و تعدادی مجسمه مرمرین و برنزین دورتادور اتاق است. مجسمه برنزین هرکول یکی از مهمترین اشیای این اتاق است.

مجسمه برنزی هرکول

سقف این اتاق از سقف و گنبد معبد پانتئون الگوبرداری شده است و کف اتاق نیز مزین به موزاییکهایی بسیار زیباست که طرح های هنرمندانه ای روی آن نقش بسته.

 همینطور که راهمان را در موزه ادامه میدهیم به سالنهای مصر باستان میرسیم.   

از ترافیک این بخش میتوان پی برد که مومیایی ها و تابوتهای کنده کاری و مجسمه های فراعنه و در یک کلام مصر باستان با آن تاریخ رازآلودش، همیشه یکی از بخشهای پرطرفدار توریستها بوده و هست.  

  

در این بخش نیز مومیایی ها و تابوتهای متعلق به سه هزار سال پیش در معرض دید علاقه مندان قرار گرفته.

بخش مربوط به تمدن خاورمیانه شامل ایران باستان و آشوریان به اندازه مصر باستان مفصل نیست و تنها شامل چند سنگ نگاره و چند کتیبه خط میخی میباشد

مختصر بودن بخش ایران باستان، نشان میدهد که علیرغم تسلط کامل رومیها بر مصر، آنها هیچگاه در طول تاریخ نتوانستند بر امپراطوری مقتدر ایران چیره شوند. 

در بخشی از موزه مجسمه حیوانات گوناگون در معرض دید واقع شده است این بخش از موزه به sala degli animal (تالار حیوانات) مشهور است.

همینطور که غرفه ها را یکی پس از دیگری طی میکنیم، به غرفه نقاشی ها میرسیم؛ جایی که دیوارهایش مزین به هزاران تابلوی نفیس نقاشی از هنرمندان عصر رنسانس تا امروز است. نقاشیها بیشتر شامل پرتره اشخاص سرشناس حکومتی و اشراف میباشند. همچنین این نقاشیها راویان خاموش بسیاری از وقایع تاریخی و مذهبی از جمله تاجگزاری شاهان، مرگ بزرگان، جنگهای مختلف و دیگر زوایای تاریخند.

عکاسی و فیلمبرداری از غرفه مربوط به نقاشیها ممنوع است به همین دلیل نمیتوانم از آنهمه آثار نفیس عکسی بگذارم و این نقاشیها مربوط به سقف و دیوارهای بخشهای دیگر موزه است.

با دیدن اینهمه تابلوی نقاشی و عطش خلق و حفاظت از آنها به این می اندیشم که جایگاه نقاشی در بین ما ایرانیان کجاست. آیا بجز تعدادی تصاویر گل و بلبل و نقوش پادشاهان قجری در کاخهای بجا مانده از آنان آثار دیگری خلق شده؟ حقیقت این است که ما به طرز رقت انگیزی از هنر غافل مانده ایم و حتی قرنها این تفکر که نقاشی و مجسمه سازی گناه است و با تعالیم دینمان منافات دارد، فاتحه هنر را خوانده ایم. این روزها هم که عصر تکنولوژی است و در دست کودکان خردسالمان هم موبایل و تبلت، آیا دیگر جایی برای جولان مداد رنگی و قلم مو باقی میماند؟ 

همچنان به راهمان ادامه میدهیم نمیدانم تا اینجا چند کیلومتر راه پیموده ایم هرازگاهی توریستهای خسته پا را میبینیم که هرجای خالی که گیر آورده اند از گوشه های پلکانها گرفته تا کف زمین، نشسته و پاهایشان را ماساژ میدهند. ولی باید راه را ادامه داد و رفت...

بعد از گذر از سالنهای متعدد نقاشی وارد سالنی میشویم که روی تمام دیوارهایش نقشه هایی از نواحی مختلف ایتالیا کشیده شده است. سقف این قسمت از موزه یکی از زیباترین عناصر موزه است

در بخشی دیگر از موزه تابلوفرش ها و پرده های منقوش قرن پانزدهم و هفدهم با طرح و نقشهای بدیع از دیوارها آویخته و در معرض نمایش قرار گرفته اند.

کم کم به بخش های اصلی موزه نزدیک میشویم اتاقهایی که درونشان چیزی برای نمایش وجود ندارد و آنچه که این سیل عظیم جمعیت برای دیدنش سرودست میشکنند دیوارها و سقفهای اتاقهاست که از بزرگترین گنجینه های نقاشی دنیا محسوب میشوند. 

 

و اینک مجموعه اتاقهای رافائل با آن نقاشیهای خیره کننده دیوارها و سقف چشمها را خیره و هر گردشگری را انگشت به دهان میکنند.

 

پانصد سال پیش رافائل 28 ساله مشغول کشیدن برجسته ترین آثار هنری خود بر دیوارهای این اتاقها بوده و جالب اینکه درست در همان زمان میکل آنژ نیز سقف کلیسایی در چند قدمی اتاقهای رافائل را نقاشی میکرده.

 گرچه دل کندن از اتاقهای رافائل با آنهمه طرح و نقش رویایی که هر صاحب ذوقی را مسحور میکند، آسان نیست و دلمان میخواهد ساعتها در این اتاقها بمانیم و چشم به سقف و دیوارها بدوزیم ولی وقت تنگ است و چون کیلومترها راه در موزه پیموده ایم دیگر توان ایستادن نداریم و باید به آخرین و هیجان انگیزترین بخش از موزه برویم

 

با طی کردن چندین اتاق تودرتو و چند سالن دراز و راه پله و دالانهای تنگ بالاخره به بخش پایانی و ارزشمندترین بخش موزه یعنی کلیسای سیستین چپل میرسیم. نمازخانه ای که دو اثر از شاهکارهای نقاشی میکل آنژ یعنی روز رستاخیز و آفرینش انسان را در دل خود حفظ کرده.

 داخل کلیسا جایی برای سوزن انداختن نیست. جماعتی مشتاق، چشمها را به سقف دوخته اند. در گوشه و کنار اتاق مأموران موزه ایستاده اند تا کسی عکاسی و فیلمبرداری نکند.

 نمازخانه سیستین(عکس از اینترنت)

از مأموران محتاطتر خود گردشگرانند که چنان مراقبند که هیچ کس جسارت روشن کردن دوربین را ندارد و حتی چشم بادامی ها که یدطولایی در عکاسی از نقاط ممنوعه دارند باوجود همه تلاشی که میکنند ناکام مانده اند. همه در سکوتی پرمعنا به سقفی چشم دوخته ایم که داستان آفرینش بشر را به دست توانمند میکل آنژ روایت میکند.

 سقف کلیسای سیستین (عکس از اینترنت)

 این نابغه عهد رنسانس در مدت چهار سال توانسته بزرگترین تابلوی نقاشی جهان را به مساحت 1100 متر مربع بر سقف کلیسایی به ارتفاع بیست متر جاودانه کند.

 میکل آنژ در وسط سقف کلیسای سیستین، خدا را با لباسی سپید نقاشی کرده که در حال گرفتن دست حضرت آدم است. از دیگر عناصر نقاشی خلقت، آفرینش ماه و خورشید، زمین، آدم و حوا، نوح، آب،‌ نور و تاریکی، سیل و هفت تصویر از پیامبرانی است که نامشان در کتاب پیدایش وجود دارد.

 آفرینش آدم(عکس از اینترنت)

 تابلوی دوم میکل آنژ روز رستاخیز نام دارد که بیست سال پس از آفرینش آدم خلق شده. مریم مقدس و عیسی در میانه نقاشی هستند و در سمت راستشان پیروان مسیح (بهشتیان) و در سمت چپ دشمنان عیسی (دوزخیان) قرار دارند.

 روز رستاخیز یا قضاوت نهایی(عکس از اینترنت)

در این نقاشی زنده شدن مردگان نیز روایت شده. خلق این اثر هشت سال به طول انجامیده. گفته میشود میکل آنژ تمام آدمهای این نقاشی را برهنه کشیده بوده که با اعتراض پاپ مواجه شد به همین دلیل یک نقاش دیگر به نام دانیل ولتر بر روی این نقاشی دست برده و اندامهای تناسلی آدمها را با کشیدن تکه پارچه هایی پوشانده.  

 

آفرینش آدم و روز رستاخیز(عکس از اینترنت)

 با دیدن نمازخانه سیستین بازدیدمان از موزه واتیکان به پایان میرسد و ما پس از سه ساعت گشت و گذار، موزه را درحالی ترک میکنیم که سخت مسحور معجزه گران عهد رنسانس گشته ایم...

پلکان خروجی موزه واتیکان

   همراه ما باشید ادامه دارد.