از ایستگاه قطار که بیرون می زنیم با دیدن اولین چشم انداز شهر، شوروشعفی وصف نشدنی سراپای وجودم را فرامیگیرد. مثل یک رویا میماند، یک خواب شیرین؛ باورم نمیشود که ونیز این شهر افسانه ای شناور بر آب، شهری که از کودکی سودای دیدنش را داشتم اینک مقابل دیدگانم باشد.

روبروی ایستگاه، کلیسای زیبای سنت سیمون با آن ستونهای خوش تراش، مجسمه های مرمرین و گنبد سبزرنگش اولین بنایی است که چشمم را میگیرد؛ مکان مقدسی که گویی ورود توریستها را به ونیز خوشامد میگوید.

http://s3.picofile.com/file/8230783192/%D8%B1%D9%85324.jpg

 پس از دقایقی انتظار، سوار بر اتوبوس دریایی میشویم و دل میسپاریم به دریای آدریاتیک؛ دریایی که صدوهجده جزیره ریز و درشت را در پناه خود جای داده.

http://s6.picofile.com/file/8230783368/%D8%B1%D9%85328.jpg

 اینجا ونیز است، به معنای واقعی کلمه شهر روی آب، شهر کانالها و کارناوالها، شهر جشنواره ها و صورتکها، شهر توریستهای رنگارنگ، شهر هزاردویست ساله ای که قرنهاست اصالت و چهره واقعی خود را حفظ کرده.

 نمیدانم ونیز رویای تحقق یافته چه کسی است. کدام نگاه بلندپروازانه اولین بار به فکر ساختن شهری بر روی باتلاق افتاد، کدام روح تشنه ای اینهمه خاک را رها کرد و شهری روی آب ساخت.

http://s3.picofile.com/file/8230783234/%D8%B1%D9%85326.jpg

چگونه توانست تکه پاره های جزیره های باتلاقی دریای آدریاتیک را به هم بدوزد و چنین شاهکاری بر روی آب خلق کند. شهری که هزارودویست سال است که خشونت دریا را تاب آورده و غرق نشده ولی جهانی را غرق شگفتی و حیرت کرده.

 

برای من نام ونیز با نام مارکوپلو گره خورده، همان تاجر ونیزی قرن سیزدهمی که بیست و چهار سال آسیا را زیر پا گذاشت و ایران و هند و چین و مغولستان و ... را به دنیا معرفی کرد و وقتی که با مویی سپید و ره توشه ای سنگین به سرزمین آباواجدادیش برگشت، اسارت در انتظارش بود.

http://s3.picofile.com/file/8230783418/%D8%B1%D9%85330.jpg

 وی که در جریان جنگ به زندان افتاده بود تمام خاطرات سفرهایش را برای هم سلولی اش روستیکو تعریف کرد و او که مردی صاحب قلم بود آنها را به زیباترین شکل ممکن نگاشت و سفرنامه ای تحت عنوان توصیفی بر جهان پدید آورد که هنور که هنوز است مورد استقبال بسیاری از جهانگردان است.

http://s3.picofile.com/file/8230783284/%D8%B1%D9%85325.jpg

 اتوبوس دریایی ما وارد شاهراه اصلی شهر(گرندکانال) میشود؛ کانال بزرگی که دوطرفش جزایر اصلی شهر قرار گرفته اند. از گرندکانال، خیابانهای فرعی، کوچه پس کوچه های باریک و حتی کوچه های بن بست منشعب میشود که توسط پل به هم ارتباط دارند.

http://s6.picofile.com/file/8230783450/%D8%B1%D9%85331.jpg

 گالری آکادمیا

 جایی که شاهراه اصلی اش یک کانال است، اتوبوس واحدش هم میشود کشتی و تاکسی اش هم میشود قایق. حتی ماشین پلیس و آتش نشانی و اورژانس و دفع زباله هم میشود قایق های سریع السیر. 

ونیز پر است از ساختمانهای زیبایی که برخی از آنها قدمت پانصد ساله دارند. ساختمانهای قدیمی مجلل، کلیساهای گنبددار زیبا، سالنهای نمایش، گالری های هنری، هتلها و صدها ساختمان قدیمی شناسنامه دار که همگی ثبت یونسکو هستند و هیچکس حق تخریب آنها را ندارد.

اما کیست که به ونیز بیاید و هوس نکند که سوار گاندولا(گوندولا) شود؛ قایق های سنتی دراز و باریکی که نماد و سمبل ونیزند و درهیچ جای دنیا یافت نمیشوند. گویا در گذشته های دور مردی بلندقامت و باریک اندام به نام گاندولا در ونیز زندگی میکرده که سر و گردن و کمری خمیده داشته. این قایقهای دراز که سر و تهشان خمیده است از نام آن گوژپشت ونیزی گرفته شده اند.

گاندولارانها لباسی با راه راههای افقی سیاه و سفید برتن دارد. اخذ گواهی نامه گاندولا بسیار مشکل و از عهده بیشتر داوطلبان خارج است. چون حفظ تعادل و هدایت یک گاندو در کوچه پسکوچه های تنگ و پرآب ونیز بسیار مشکل است. هرچه باشد پای جان آدمیزاد درمیان است.

 http://s6.picofile.com/file/8230783400/%D8%B1%D9%85329.jpg

 شاید ونیز ازجمله معدود شهرهای دنیا باشد که نیاز نیست نقشه به دست بگیری و از این موزه به آن گالری و از این میدان به آن کلیسا بروی. اینجا گالری ها و موزه ها و کاخ ها در مقابل شکوه وصف نشدنی شهر بی فروغند اینجا دیگر، کوچه پس کوچه ها و کانالها و پل ها سوژه های گردشگری اند اینجا تماشای پاروزنی که قایقش را از زیر پل عبور میدهد و یا در خم یک کوچه باریک گم میشوند تماشایی است. اصلا یکجور شاعرانگی عجیب دارد.

 ونیز بسیار فراتر از نقشه و مکان و زمان است. اینجا فقط باید سوار قایقی شوی و درپی ناکجاآباد در کوچه های هزارساله شهر آنقدر بروی و بروی تا به مرز سرگشتگی برسی، تا مرزهای زمان و مکان را درنوردی، تا با تمام وجود گم شوی آن وقت است که به معنای واقعی کلمه ونیز را دریافته ای.

 وقتی به کندوان سفر کردم و آن خانه های کله قندی دل کوه را دیدم یا در میمند دیدم که انسانها از هزاران سال پیش چگونه صخره ها را شکافته و برای خود خانه ساخته اند به تعامل انسان و طبیعت پی بردم حالا همان تعامل را میتوان در ونیز دید.

 ونیز شباهت دیگری نیز به کندوان و میمند و ماسوله دارد. اینجا نیز بیشتر سکنه شهر را افراد پیر و کهنسال شکل میدهند کسانی که یک عمر با این شرایط خود کرده اند و دل کندن از اینجا برایشان آسان نیست. اما اغلب جوانان به دلیل شرایط دشوار زندگی از شهر رفته اند. برای همین هم بسیاری از خانه ها خالی از سکنه اند و برخی از آنها نیز تبدیل به هتل و هاستل شده است.

بااین وجود ونیز همیشه زنده و شلوغ و پرهیاهوست و این را مدیون بیست میلیون توریستی است که سالانه از اینجا دیدن میکنند. میتوان گفت اکثریت جمعیتی که در شهر دیده میشوند یا توریستند یا خدمت دهندگان به توریست ها که ممکن است از شهرهای دیگر به اینجا آمده باشند.

یکی از شگفت انگیزترین المانهای شهر، معماری خانه های آن است. برخی خانه ها راهی باریک به سنگفرش پیاده رو دارند و برخی دیگر با پلکانی از اسکله جدا میشوند اما درب ورودی بسیاری از آنها تقریبا"هم سطح آب است طوریکه اگر بی هوا در خانه را باز میکنی پایت را روی فرشی از آب گذاشته ای.

 جلوی درب اغلب چنین خانه هایی، یک قایق موتوری پارک شده که خودرو شخصی مالکان خانه است و اعضای خانواده با آن تردد میکنند.

 حتی تصور چنین صحنه هایی نیز برای ما بسیار عجیب است ولی برای ساکنین این شهر هزارودویست ساله امری طبیعی است. اما امان از روزی که بارانی سیل آسا ببارد. گاهی سطح آب به قدری بالا می آید که نه تنها آسفالت پیاده روها را فرا میگیرد بلکه به درون برخی خانه ها و مغازه ها نیز راه میابد. خوشبختانه در سالهای اخیر با راه اندازی پروژه سد دریایی متحرک این مشکل بزرگ نیز در حال حل شدن است.

اما در میان چهارصد پلی که به تکه های شهر همبستگی داده اند مشهورترین آنها پل ریالتو است؛ قدیمی ترین پل گرندکانال که در سال 1588 توسط آنتونیوداپونته ساخته شد. واژه ریالتو به معنی مرکز معاملات است چراکه اطراف این پل نیز همچون پل پونته وکیو در فلورانس، پر است از فروشگاههای که سوغات مخصوص ونیز را عرضه میکنند. البته درحال حاضر پل در حال مرمت است و روکش پارچه ایش، ما را از دیدن نمای واقعی آن محروم کرده.

یکی دیگر از پلهای زیبا و دیدنی گرند کانال پل پونته دلا آکادمیا است که از چوب ساخته شده. درمجموع چهار پل اصلی بر روی گرند کانال موجود است. این چهار پل آنقدر عظیمند که همه کشتیها میتوانند به راحتی از زیرشان عبور کنند.

هنگام عبور از زیر پل چوبی دریچه زیبایی از چشم انداز کلیسای سانتاماریا دلاسالوته مقابل دیدگانمان گشوده میشود.

این کلیسای مرمرین زیبا با آن مجسمه های فاخرش که در تارک شهر میدرخشد حدود سیصدوسی سال پیش در کنار گرند کانال و روبروی سن مارکو ساخته شد. در کنار این کلیسا هتلی نیز به همین نام قرار دارد.

 کلیسای دلاسالوته تلفیقی از معماری باروک و بیزانس است که برای مقابله با بیماری طاعون ساخته شده. فلسفه وجودی بسیاری از اماکن مقدس مقابله با بلایای طبیعی یا بیماریها بوده و یا به شکرانه جستن از خطرات اینچنینی.

 دلم میخواهد جای آن زوجهایی بودم که سوار بر این قایق های سنتی از کوچه پس کوچه هایی رویایی ونیز عبور میکنند و لحظه لحظه های حضورشان را در ونیز باشکوه و خاطره انگیز میکنند. راستش را بخواهید قیمت نجومی آنها (برای یک ساعت 100 یورو) مارا از این خواسته دل منصرف میکند.

http://s6.picofile.com/file/8230783326/%D8%B1%D9%85327.jpg

 بالاخره به مقصدمان میدان سن مارکو میرسیم روبروی میدان سن مارکو چشمم به این کلیسای زیبا می افتد که در جزیره ای کوچک قرار گرفته. 

 کلیسای سن جورجیو

 هتل ما در چند قدمی میدان اصلی شهر(سن مارکو) است و ما ترجیح میدهیم هرچه زودتر هتل را پیدا کنیم تا از شر این دو چمدان خلاص شویم سپس با خیال آسوده به گشت در اطراف میدان بپردازیم.

همراه ما باشید ادامه دارد.