پس از بازدید از مجسمه مادر راهی کاسکاد ایروان میشویم؛ پلکانی باشکوه که با داشتن 572 پله عنوان هزارپله را یدک میکشد؛ یکی از مفاخر شهر ایروان که در برنامه بازدید هیچ گردشگری از قلم نمی افتد.

 کاسکاد راه پله ای زیبا و باشکوه در مرکز شهر ایروان است؛ طرحی خلاقانه و تحسین برانگیز از یک گذرگاه. گرچه اصلی ترین وظیفه اش پیوند دادن منطقه مرکزی شهر به بافت قدیمی در ارتفاعی سیصدواندی متری است ولی جایی که هنر و خلاقیت پا به عرصه شهرسازی میگذارد، گذرگاهی ساده به یک اثر هنری کم نظیر بدل میشود و چنان میشود که سالانه میلیونها نفر از سراسر دنیا از این پلکان دیدن میکنند.

ایده ساخت چنین پلکانی از دهه بیست و سی میلادی از سوی معمار شهیر ارمنی الکساندر تامانیان مطرح شد. او یک پلکان زیبا و باشکوه در باغی مشجر، مزین به آبشارها و آبنماها طراحی کرد؛ طرحی که به دلیل حوادث سیاسی شوروی و انقلاب کمونیستی و جنگهای جهانی و.... عملی نشد و تنها به صورت یک ایده باقی ماند.

در دهه هفتاد میلادی معمار برجسته دیگری به نام جیم جوروسیان ایده الکساندر تامانیان را دوباره زنده کرد و با حمایت دولت شوروی در سال 1980 کلنگ کاسکاد بر زمین نهاده شد. اما ساخت کاسکاد گویی طلسم شده بود از این جهت که حادثه پشت حادثه پیش می آمد.

 در سال 1988 کاسکاد تازه بنیاد، طعمه زلزله مهیبی شد و به شدت خسارت دید. در سال 1991 هم با فروپاشی شوروی و آشفتگی اوضاع کشورهای تازه استقلال یافته پروژه به کلی متوقف شد.

اما ارامنه که از دیرباز به سختکوشی در هنر و صنعتگری زبانزد بودند بیدی نبودند که با این بادها بلرزند و باوجود مشکلات اقتصادی فراوانی که پس از استقلال گریبانگیرشان بود، کاسکاد از یادها نرفت.

 پروژه کاسکاد توسط یک بازرگان ارمنی ساکن امریکا به نام جرالد کافسجیان که صاحب یک نهاد خیریه بود حمایت و ساخت آن پس از یک دهه تاخیر در سال 2002  از سر گرفته شد و هفت سال بعد بر تارک شهر درخشیدن گرفت.

مجسمه الکساندر تامانیان

علاوه بر عظمت و شکوه کاسکاد و باغ مشجر و گلهای رنگارنگ و چشم نواز که روح هر گردشگری را نوازش میدهد، یکی از المانهای جذاب کاسکاد، مجسمه ها و تندیسهایی است که چشم هر بیننده ای را به خود خیره میکند و او را وادار که ساعتی را در باغ به تماشای هنر دست هنرمندان ارمنی بگذراند.

مجسمه ها که در طرحها و رنگهای متنوع در گوشه گوشه باغ، چشم نوازی میکنند در سبکهای کلاسیک و مدرن و پست مدرن ساخته شده اند.

مجسمه مشهور زن در حال کشیدن سیگار

برخی از آنها اثر مجسمه سازان مشهور غیر ارمنی میباشند. ازجمله مجسمه های پلکانها، دو بیننده و ژست نشستن که اثر لین چادویک مجسمه ساز انگلیسی میباشند.

ژست نشستن

همه مجسمه ها اسم و شناسنامه دارند. زن در حال کشیدن سیگار، گربه سیاه و جنگجوی رومی نیز سه مجسمه مشهور اثر فرناندو بوتیرو میباشند.

 گربه سیاه

جنگجوی رومی

وارد کاسکاد میشویم طبقه اول را با پله ها طی میکنیم ولی خیلی زود درمیابیم که پیمودن اینهمه پله نه تنها خسته کننده است بلکه فرصت دیدار موزه ها و گالریهای داخل کاسکاد را نیز از ما میگیرد.

 همانطور که گفتم کاسکاد تنها یک پلکان و گذرگاه نیست و در دل خود چندین موزه و گالری و فروشگاه مزین به آثار هنری را نیز جای داده.

پله برقی درون مجموعه که از میان احجام و تندیسهای مدرن و زیبا میگذرد گردشگران را به طبقات بالاتر رهنمون میشود. هر طبقه به باغی کوچک منتهی میشود و هر باغ دنیایی از طرح و رنگ و نقش را مقابل دیدگانمان میگشاید.

درون باغها آبنماها و مجسمه ها و گلها روحمان را جلا میدهد و هر طبقه که بالاتر میرویم فرصت دیدار شهر از منظری بالاتر ما را به هیجان می آورد.

 

فضای داخلی کاسکاد شامل چندین موزه و گالری ازجمله موزه هنرهای مدرن کافسجیان است که در آنها اشیای ارزشمندی ازجمله تابلوهای نقاشی، مجسمه ها، احجامی از جنس آبگینه و شیشه و ....به معرض نمایش درآمده تا گردشگران با هنر مدرن هنرمندان صاحب نام ارمنی آشنا شوند.

 گالری عقاب یکی دیگر از این گالریهاست که کلکسیونی از شخصیتهای هنری و تاریخی و نقاشان ارمنی است.

علاوه بر گالریهای متنوع، در دل کاسکاد فروشگاه صنایع دستی و بلورجات نیز دایر است که البته دست کمی از یک گالری و موزه ندارد

  اشیای داخل فروشگاه آنقدر زیبا و چشمگیرند که هوس تصاحبشان در دل همه مان می افتد.

ولی افسوس که آنقدر گرانند که هرچه هوس خرید است دود میشود و از کله بیرون میزند و تنها به تماشا و تحسین آنها بسنده میکنیم.

بازدید از مجموعه که تمام میشود دیگر وقت ناهار است و لیدر، ما را به رستورانی ایرانی که در محوطه کاسکاد است میبرد و بین دو نوع غذای ایرانی پسند (چلوکباب کوبیده و زرشک پلو و مرغ) به ما حق انتخاب میدهد.

حقیقت این است که تورها برای جلوگیری از پرسشهای متداول ایرانیان مبنی بر حلال بودن گوشت و ذبح اسلامی و... اغلب با رستورانهای ایرانی قرارداد دارند و نتیجه این میشود که اینجا هم باید غذای ایرانی بخوریم.

پس از ناهار که البته یک سالاد سزار اصل ارمنی هم کنارش دارد تصمیم میگیریم که امشب برای خوردن یک شام اصیل ارمنی به یک رستوران دنج قفقازی برویم.

همراه ما باشید ادامه دارد.